تفسیر آیات ۳۹تا۴۱سوره آل عمران
?اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم?
«فَنٰادَتْهُ اَلْمَلاٰئِكَةُ وَ هُوَ قٰائِمٌ يُصَلِّي فِي اَلْمِحْرٰابِ أَنَّ اَللّٰهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيىٰ مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اَللّٰهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيًّا مِنَ اَلصّٰالِحِينَ»
پس در حالى که وى ایستاده [و] در محراب [خود] دعا مى کرد، فرشتگان، او را ندا دردادند که: خداوند تو را به [ولادت ] یحیى-که تصدیق کنندهء[حقانیت ] کلمة الله [ عیسى ] است، و بزرگوار و خویشتندار[ پرهیزنده از زنان ] و پیامبرى از شایستگان است- مژده مى دهد.
(آل عمران/39)
«در این موقع فرشتگان به هنگامی که او در محراب ایستاده و مشغول نیایش بود، وی را صدا زدند که خداوند تو را به یحیی بشارت میدهد، در حالی که کلمه خدا (حضرت مسیح) را تصدیق میکند و آقا و رهبر خواهد بود، از هوی و هوس بر کنار و پیامبری از صالحان است» (فَنادَتْهُ الْمَلائِکَةُ وَ هُوَ قائِمٌ یُصَلِّی فِی الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْیی مُصَدِّقاً بِکَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَیِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِیًّا مِنَ الصَّالِحِینَ).
نه تنها خداوند اجابت دعای او را به وسیله فرشتگان خبر داد، بلکه پنج
وصف از اوصاف این فرزند پاکیزه را بیان داشت.
«تفسیر نمونه/ ذیل آیه 39، سوره آل عمران ﷼
?اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم?
« قٰالَ رَبِّ أَنّٰى يَكُونُ لِي غُلاٰمٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ اَلْكِبَرُ وَ اِمْرَأَتِي عٰاقِرٌ قٰالَ كَذٰلِكَ اَللّٰهُ يَفْعَلُ مٰا يَشٰاء»
گفت: «پروردگارا، چگونه مرا فرزندى خواهد بود؟ در حالى که پیرى من بالا گرفته است و زنم«نازا»ست! [فرشته ] گفت:« [کار پروردگار] چنین است. خدا هر چه بخواهد مى کند.»
(آل عمران/40)
زکریا از شنیدن این بشارت، غرق شادی و سرور شد و در عین حال نتوانست شگفتی خود را از چنین موضوعی پنهان کند. «عرض کرد پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندی برای من باشد در حالی که پیری به من رسیده و همسرم ناز است» (قالَ رَبِّ أَنَّی یَکُونُ لِی غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِیَ الْکِبَرُ وَ امْرَأَتِی عاقِرٌ).
در اینجا خداوند به او پاسخ داد و «فرمود: این گونه خداوند هر کاری را که بخواهد انجام میهد» (قالَ کَذلِکَ اللَّهُ یَفْعَلُ ما یَشاءُ).
و با این پاسخ کوتاه که تکیه بر نفوذ اراده و مشیت الهی داشت، زکریا قانع شد.
«تفسیر نمونه/ ذیل آیه 40، سوره آل عمران »
♦در اینجا زکریا تقاضای نشانهای بر این بشارت میکند، تا قلبش مالامال از اطمینان شود همان گونه که ابراهیم خلیل تقاضای مشاهده صحنه معاد برای آرامش هر چه بیشتر قلب مینمود زکریا عرضه داشت: «پروردگارا! نشانهای برای من قرار ده» (قالَ رَبِّ اجْعَلْ لِی آیَةً).
♦در پاسخ خداوند به او «گفت: نشانه تو آن است که سه روز با مردم جز به اشاره و رمز سخن نخواهی گفت» و زبان تو بدون هیچ عیب و علت برای گفتگوی با مردم از کار میافتد (قالَ آیَتُکَ أَلَّا تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَیَّامٍ إِلَّا رَمْزاً).
♦«ولی پروردگار خود را (به شکرانه این نعمت) بسیار یاد کن و هنگام شب و صبحگاهان او را تسبیح گوی» (وَ اذْکُرْ رَبَّکَ کَثِیراً وَ سَبِّحْ بِالْعَشِیِّ وَ الْإِبْکارِ).
♦به این ترتیب خداوند درخواست زکریا را پذیرفت و سه شبانهروز زبان او بدون هیچ عامل طبیعی از سخن گفتن با مردم باز ماند در حالی که به ذکر خدا مترنم بود، این وضع عجیب نشانهای از قدرت پروردگار بر همه چیز بود، خدایی که میتواند زبان بسته را به هنگام ذکرش بگشاید، قادر است از رحم عقیم و بسته، فرزندی با ایمان که مظهر یاد پروردگار باشد به وجود آورد.
«تفسیر نمونه/ ذیل آیه 41، سوره آل عمران»